ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
301
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
قبل از حاصل نصف گرفته مىشد ( بهره مالك از غله ) قفيز ملحم ( ملجم هم آمده كه پيمانه معرف باشد ) را كه ده مكوك باشد و مكوك هارنى پيمانه معرف است دائر نمود و به كار برد . ( وزن كيله معروف آن زمان ) . در آن سال يحيى بن معاذ بجنگ بابك ( خرم دينى ) رفت و هيچ يك از دو طرف غالب نشدند . مامون برادر خود را ابو عيسى والى كوفه و برادر ديگرش كه صالح بوده والى بصره نمود . عبيد اللّه بن حسين بن عبيد اللّه بن عباس بن على بن ابى طالب را امير حرمين ( مكه مدينه ) نمود عبيد اللّه هم امير الحاج شد . سيد بن انس ازدى از موصل نزد مامون رفت . محمد بن صالح همدانى از او تظلم و ادعا كرد كه او برادرهاى او را كشته . مامون او را احضار كرد و پرسيد : آيا سيد تو هستى ؟ گفت : اى امير المؤمنين سيد تو هستى ( خواجه - آقا ) و من فرزند انس هستم . مامون از آن سخن خرسند شد . پرسيد آيا تو برادران اين ( اشاره كرد بمحمد بن حسن ) را كشتى ؟ گفت : آرى . اگر او هم با آنها مىبود بدست من كشته مىشد زيرا آنها خارجى را به شهر و بلاد تو راه دادند و دعوت ترا باطل كردند . مامون از او عفو كرد و او را امير و والى موصل نمود . قاضى موصل هم حسن بن موسى اشيب بود . در آن سال امام محمد بن ادريس شافعى رضى اللّه عنه وفات يافت . او در سنه صد و پنجاه هجرى متولد شده بود . ( شافعى رئيس مذهب شافعى و دومين امام بزرگ اهل سنت و جماعت است كه خود از شيعيان و موالى على و آل على بود و بجرم هوا خواهى آل على دچار تعقيب منصور گرديد . تاريخ او مشهور است ) . حسن بن زياد لؤلؤى كه از ياران و همكاران و شاگردان ابو حنيفه بود و ابو داود سليمان بن داود طيالسى مولف كتاب مسند كه در سنه صد و سى و سه متولد شده بود و هشام بن محمد سائب كلبى نسابه ( عالم بعلم نسب ) وفات يافتند گفته شد شخص اخير در سنه دويست و شش درگذشت . و نيز محمد بن عبيد اللّه بن ابى اميه معروف